تبليغاتX
شیمی آزمایشگاهی
خانهایمیلآرشیوRss
Search

استاندارد 

موضوع: استاندارد یکشنبه یازدهم آذر 1386 20:45

                                                                                              
 استاندارد
امروزه از وا‍ه استاندارد در زمينه هاي متفاوتي استفاده مي شود. به طور مثال در  مكالمات روزمره به كار بردن عباراتي نظير لوازم استاندارد، مشخصات استاندارد و امثال آن بسيار رايج است. صرف نظر از گوناگوني موارد استفاده از واژه استاندارد نكته مشترك در همه اين موارد كاربرد اين واژه بعنوان راهنمايي جهت  مقايسه است و در خصوص يك استاندارد مي تواند پاسخگوي نيازها و مشكلات   به وجود آمده باشد.
تاكنون در موارد استاندارد و استاندارد كردن تعاريف متفاوتي بيان شده كه در واقع هر كدام از نقطه نظر خاصي بوده است. در اين زمينه سازمان بين المللي استاندارد (ISO) تعاريف زير را در زمينه استاندارد و استاندارد كردن بيان نموده است:
الف – استاندارد مدركي است در بر گيرنده قواعد، راهنمايي ها يا ويژگيهايي براي فعاليتها يا نتايج آنها به منظور استفاده عمومي و مكرر كه از طريق همرايي فراهم و بوسيله سازمان شناخته شده اي تصويب شده باشد و هدف از آن دستيابي به ميزان مطلوبي از نظم در يك زمينه خاص است. استاندارد بايدمبتني بر نتايج استوار علوم، فنون، تجربيات و در راه ارتقاء منافع مطلوب جامعه باشد.
ب- استاندارد كردن عمل ايجاد مقرراتي است براي استفاده عمومي و مكرر با توجه به مشكلات بالفعل و بالقوه كه هدف از آن دست يابي به ميزان مطلوبي از نظم در يك زمينه خاص است.
اهداف استاندارد
با توجه به گسترش روز افزون استاندارد و پيشرفتهاي عظيمي كه در اين زمينه طي سال هاي اخير حاصل شده بر شمردن اهداف استاندارد نياز به بررسي بيشتري دارد. در اين خصوص كميته ثابت بررسي اصول استاندارد كردن ( استاكو ) وابسته به شوراي سازمان بين المللي استاندارد اهداف اساسي استاندارد كردن را چنين تشريح نموده است:
1 – صرفه جويي كلي در مصرف نيروي انساني، مواد، انرژي و ...
از برترين جنبه هاي استاندارد مي توان به اصول كاهش انواع و تعويض پذيري اشاره كرد. در واقع يكي از راه هاي علمي براي صرفه جويي در هزينه ساخت و توليد رعايت همين اصول است. براي مثال امروزه روند توليد پوشاك در دنيا ديگر به گونه اي نيست كه براي هر فرد بطور مجزي با اندازه هاي خاص خود البسه تهيه گردد. بلكه كارخانجات توليد كننده بر اساس اندازه هاي مشخص و شناخته شده اي مبادرت به توليد انبوه مي نمايند. همچنين شمش ها و پروفيل هاي فلزي نيز در ابعاد و اندازه هاي مشخص توليد مي گردد. از طرفي تعويض پذيري قطعات از ميزان ضايعات كاسته و سهولت مونتاژ و نتيجتاً  افزايش توليد را در بر خواهد داشت. در برخي موقع لزومي ندارد كه اجزا تشكيل دهنده يك كالا از هر جهت با نمنه ديگر يكسان باشد. بلكه فقط كافي است كه كل فرآورده از نظر ابعاد قابليت تعويض پذيري را دارا باشد. نكته مهم ديگر اين است كه استانداردها مي توانند به عنوان منابع اطلاعاتي بسيار مفيد و پيشرفته در خدمت سازمانها، مراكز تحقيقاتي و دانشگاهها قرار گيرند و از اين رو صرفه جويي هاي بي شماري را در مصرف مواد، كسب اطلاعات، روشهاي آزمون، هزينه هاي گوناگون و زمان سبب شوند.
2 – حمايت از مصرف كننده
آمار ارائه شده در اوايل قرن بيستم چنين نشان داده است كه ضايعات صنايع در كشور آمريكا در اثر فقدان استاندارد نزديك به 49 درصد بوده و از اين رو خسارت قابل ملاحظه اي به توليد كنندگان و مصرف كنندگان وارد شده است. اما با افزايش كيفيت كالا در اثر بكارگيري استانداردهاي مختلف در رابطه با ويژگيها، قوائد ساخت و آزمون ميزان بهره وري تا حد بسيار زيادي ارتقا يافته است. به ويژه با تدوين استاندارد هاي سري ISO9000 در سال هاي اخير در كنار توجه و رعايت استانداردهاي محصول، به ايجاد و تقويت سيستم هاي مديريت كيفيت در سازمانها توجه خاص شده است.

3 – حفظ ايمني و بهداشت و محيط زيست
بروز حوادث گوناگون و ضرورت توجه به مسايل بهداشتي كشورها را به رعايت نكات ايمني و بهداشت در تدوين استانداردهاي مربوطه وادار نموده است. استانداردهايي كه در اين رابطه تهيه مي شوند ممكن است به صورت استاندارد محصول بوده مانند تهجيزات ايمني، مواد غذايي و غيره و يا به صورت استانداردهاي آيين كار در مورد نحوه استفاده از مواد مواد يا وسايل مختلف مانند مواد آتش زا، وسايل آزمايشگاهي و امثال آن باشد . به دليل اهميت اصول ايمني بسياري از كشورها برخي از اين گونه استانداردها را از نظر اجرا اجباري اعلام كرده اند و يا تحت شرايط خاص در هنگام وضع قوانين به استانداردهاي مربوطه ارجاع داده شده است.
استانداردهاي محيط زيست موضوعاتي از قبيل منابع طبيعي، سيستم زيست محيطي و اثر عواملي نظير مواد، عمليات و فرآيندها را بر آنها در بر مي گيرد. اين استانداردهاعموماً به صورت استانداردهاي نمونه برداري و آزمون، آيين كار، تعاريف و اصطلاحات، راهنما ها و غيره مي باشند. امروزه با شكل گيري استانداردهاي ISO14000  در كنار استانداردهاي عملكرد زيست محيطي توجه به سيستمهاي مديريت زيست محيطي بسيار اهميت يافته است.
4 – ايجاد ارتباط بهتر
يكي از وظايف اصلي استانداردها ايجاد ارتباط و تبادل افكار ميان طرفين ذينفع است. در واقع استاندارد در سطح ملي، منطقه اي و يا بين المللي آن به عنوان يك زبان مشترك جهت بر قراري ارتباط محسوب مي شود و اين امر مي تواند به طرق مختلف به وسيله ارائه يكسري ويژگيها، كدها . علائم، اصطلاحات و نظاير آن انجام شود. نظر به حجم گسترده توليدات كشور هاي صنعتي و در حال رشد و افزايش تبادلات تجاري و نتيجتاً فزوني ارتباطات نيز به استانداردهاي بين المللي در اين زمينه بيشتر احساس مي شود. دسته بندي زير اهداف استاندارد كردن را به صورت ساده نمايش مي دهد:
اهداف استاندارد كردن  :استاندارد
1 – اقتصاد جامع                    
1-1 ) كاهش انواع    
2-1 ) تعويض پذيري
3-1 ) حذف موانع تجاري

2 – حمايت از مصرف كننده
1-2 ) قوائد ساخت، آزمون و مصرف
2-2 ) استانداردهاي كيفيت و مربوطه به

3 – ايمني و بهداشت
1-3 ) استاندارد و قانون

4 – ارتباطات بهتر 
1-4 ) ويژگيها
2-4) كدها و علائم          
3-4 ) واژه ها و اصطلاحات
4-4 ) آيين كار

اصول استاندارد
استاندارد مفهومي است كه مي تواند نشانگر انسجام و انضباط فعاليتهاي فكري علمي، فني و فرهنگي جامعه باشد. استاندارد در معناي اعم خود مترادف با نظم است و استاندارد كردن مترادف با تنظيم و به نظم كشيدن، اين عمل بر اصول زير استوار است:
اصول اول – استاندارد كردن عمل ساده سازي است كه در نتيجه تلاش دسته جمعي و آگاهانه اعضاء بوجود آمده و مستلزم كاهش تعداد بسياري از موضوعات است. اين فرآيند نه تنها موجب رفع پيچيدگيهاي كنوني ميگردد بلكه از بروز پيچيدگيهاي زايد آينده نيز جلوگيري مي كند. لازم به ذكر است كه ساده كردن فقط با همكاري متقابل تمامي افراد ذيربط و ذينفع به موفقيت مي انجامد. لذا تهيه استاندارد بايد مبتني بر همراهي و موفقيت عمومي بوده و هم چنين در اجراي آن تمامي افراد متعهد و كوشا باشند.
اصل دوم – استاندارد كردن فعاليتي است اجتماعي و اقتصادي اين فعاليت بايد با همكاري تمامي افراد ذي علاقه و ذي نفع و بر اساس همرايي و توافق عمومي صورت گيرد.
اصل سوم – نشر يك استاندارد به خودي خود ارزشي ندارد مگر اينكه به اجرا در آيد و اين امر به برنامه ريزي هاي مناسب و فداكاري عده اي براي دستيابي به منافع عمومي دارد.
اصل چهارم – استاندارد كردن از طريق تهيه يك استاندارد، انتخاب و سپس تثبيت آنچه انتخاب شده است انجام مي گيرد.
اصل پنجم – استانداردها بايد در فواصل زماني معين مورد بازنگري و در صورت لزوم مورد تجديد نظر قرار گيرد. فاصله بين تجديد نظرها بر حسب موارد خاص مي تواند متغير باشد اما اين فاصله نبايد خيلي كوتاه باشد زيرا كه در اين صورت استاندارد به عنوان يك سند قابل اتكا و تثبيت شده قلمداد نمي گردد. از طرفي استاندارد نمي تواند براي مدت طولاني نيز بدون تغيير باقي بماند. معمولاً اكثر كشورها يك دوره پنج ساله را براي بازنگري و تجديد نظر در نظر مي گيرد.
اصل ششم – هنگامي كه در يك استاندارد كاركرد و يا ويژگيهاي ديگر يك محصول تشريح مي گردد بايد جهت تطبيق محصول مورد نظر با ويژگيهاي اشاره شده، روشهاي آزمون مربوطه نيز در استاندارد تشريح گردد و يا به استانداردهاي ديگري كه اين روشها در آنها موجود است ارجاع داده شود.
اصل هفتم – لزوم اجراي اجباري استانداردهاي ملي بايد به دقت مورد توجه قرار گيرد. البته ضرورت اين امر بستگي به ماهيت استاندارد، درجه رشد صنعتي، قوانين و شرايط اجتماعي و فرهنگي جامعه دارد.
فوايد استاندارد كردن
در اغلب موارد، فوايد استاندارد كردن شامل ساده كردن، تعويض پذيري، افزايش ايمني و امثال آن ذكر شده است. اما يكي از مزيتهاي اساسي كه هدف اصلي عوامل فوق بوده و همچنين مورد توجه دولت ها و صنايع مي باشد فوايد و مزاياي اقتصادي است.
استانداردها ارايه دهنده راه حل براي مشكلات بوده و نتيجه استاندارد كردن افزايش بهره وري است كه اين عمل به طرق زير امكان پذير است:
* ارايه روشهاي صحيح محاسبات فني
* تعيين قواعد عمومي و مشخصات و ويژگيهاي محصول
* يكنواختي و هماهنگ سازي
* گردش صحيح اطلاعات و جلوگيري از اتلاف سرمايه و زمان
* كاهش قابل توجه هزينه ها از طريق كاهش انواع و ميسر كردن توليد انبوه
عموماً هر سازمان توليدي يا خدماتي، براي آغاز فعاليت خود، ناگزير از صرف هزينه هاي متفاوتي است. از جمله اين هزينه ها مي توان به هزينه سرمايه گذاري شامل هزينه هاي تهيه زمين، احداث بنا، تجهيزات و امثال آن اشاره كرد كه اين هزينه ها مستقل از توليد يا ارائه خدمت مي باشند.
نكته ديگري كه مورد توجه سازمانها قرار مي گيرد اين است كه با افزايش حجم توليد و خدمت، قيمت واحد كاهش مي يابد. از اين رو فنون و تجهيزات استاندارد شده موجبات افزايش حجم توليد و نتيجتاً كاهش قيمت واحد كالا را فراهم مي آورد. سوال بسيار مهمي كه در اينجا مطرح مي گردد اين است كه دسترسي به حجم بالاي توليد و يا خدمت با كيفيت بالا چگونه امكان پذير است؟
گفتني است كه پاسخ اين سوال بستگي به سياست سازمان دارد. به عبارت ديگر ذكر اين نكته ضروري است كه در كنار بكار گيري تجهيزات و فنون استاندارد شده در نظر گرفتن عوامل ديگري از قبيل كنترل كيفيت، استفاده از نظرات مصرف كنندگان، ارزيابي هزينه ها ( قيمت مناسب )، مديريت فروش، خدمات و غيره در افزايش حجم توليد و خدمات و در نتيجه كاهش قيمت واحد بسيار حائز اهميت ات.
بطور كلي مي توان استاندارد كردن را از نقطه نظرهاي مختلف به صورت زير خلاصه نمود:
* از نظر توليد كننده
- به كارگيري قواعد اصولي در فرآيندهاي ساخت
- كنترل بهتر فرآيندها، مواد و نيروي كار
- جلوگيري از تلفات مواد و انرژي
- افزايش سرعت توليد
- كاهش ذخيره سازي در مورد مواد اوليه و محصولات
- كاهش انواع ( صرفه جويي هاي كلي )
- موفقيت در امر فروش و سود دهي
- سهولت برقراري ارتباط ( عقد قرارداد، سفارش، شكايات و تهيه ماخذ و مراجع)
- از نظر مصرف كننده و مشتري
- اطمينان از كيفيت محصول يا خدمت ( عدم اتلاف سرمايه و زمان )
- قابليت تعويض پذيري
- سهولت برقراري ارتباط ( عقد قرارداد، سفارش، شكايات و تهيه ماخذ و مراجع)
* از نظر متخصصين
به كارگيري روشها و مواد پذيرفته شده جهت سهولت و تسريع طراحي، انتخاب و غيره
سهولت بهبود و توسعه محصولات و فرآيندها
افزايش اطلاعات و دانش فني در رابطه با خواص، امكانات و كاربرد مواد
راهنمايي به منظور تنظيم تحقيقات و برنامه هاي توسعه
* از نظر تجارت
- به حداقل رساندن تاخير، مكاتبات و مذاكرات ناشي از تعيين مشخصات سفارشات ناقص يا غير دقيق
- وجود اصول علمي و كاربردب جهت پذيرش يا مرجوع نمودن كالا و ارزيابي شكايات و اعتراضات مربوط به قراردادها

سيستم استاندارد كردن
اگر استاندارد كردن را به عنوان يك سيستم در ارتباط با ساير سيستم هايي كه به نوعي با ما در ارتباط هستند در نظر بگيريم، مي توان گفت كه اين سيستم تمامي سيستمهاي ديگر تحت پوشش قرار مي دهد.به دليل اينكه اين سيستم در تمامي سيستم هاي ديگر داخل شده و در واقع ساختار اساسي و خصوصيات آنها را تامين مي كند. اين ارتباط در شكل زير مشخص شده است :

استاندارد
مثالهاي مهم از عامل ارتباطي ساير سيستم ها با سيستم استاندارد كردن در زير اين سيستم ها ( قسمت پايين داده ها ) آورده شده است. به عبارت ديگر اين عوامل بخشهاي استاندارد كردن سيستم هاي مربوطه است.
به طور كلي استاندارد موضوعات گوناگوني را در بر مي گيرد. شايد اين نكته تعجب انگيز باشد كه هر چيزي در حيطه فكر و عمل انسان، قابل استاندارد كردن است، خواه مصنوعات دست بشر يا مخلوقات فكر او و حتي اعمال و رفتار. براي مثال تفاوت در سبكهاي ادبي، نقاشي، خط شعر و موسيقي يا تشخيص و تمايز آثار هنري دقيقاً بر اساس اصول و معيارهاي معيني صورت مي گيرد.
استاندارد ها با موضوعات مختلف در زمينه ها و سطوح متفاوت تهيه مي شوند. ارتباط بين جنبه، رشته و سطح استانداردها در نموداري موسوم به فضاي استاندارد نمايش داده شده است . شايان ذكر است كه شكل زير ( فضاي استاندارد ) مفهوم رياضي ندارد. با توجه به شكل ياد شده صرف نظر از محور سطح استاندارد، دو محور ديگر ( رشته و جنبه ) مي تواند همگام با رشد و تكامل بشر بسيار گسترده و قابل افزايش باشد. هدف در اين قسمت آشنايي بيشتر با سطح و جنبه استاندارد است.
سطوح استاندارد

سطوح استاندارد
استانداردها داراي چهار سطح كلي مي باشند كه مي توان آنها را به صورت زير تقسيم بندي كرد :

 

الف ) – استاندارد كارخانه اي-  اين گونه استانداردها توسط كارخانجات و به منظور استفاده در همان واحد تدوين مي شود. براي مثال هر كارخانه توليدي در كليه فعاليتهاي خود در زمينه هاي طراحي، توليد و يا خدمات از چهار چوب و اصول معيني ژيروي مي كند و بر اين اساس، اين اصول مي تواند در قالب استانداردهاي كارخانه اي به كار گرفته شود.
گفتني است كه در تدوين استاندارد كارخانه اي تنها بررسي شرايط داخلي كارخانه كافي نيست بلكه بايد شرايط و عوامل خارجي از قبيل مواد اوليه و منابع تهيه آن، نوع و چگونگي تهيه تجهيزات و ابزار آلات، بازار يابي و رقابت، نياز مشتري و امثال آن مورد توجه قرار گيرد. از جمله استانداردهاي كارخانه اي مي توان به استانداردهاي كارخانه اي توشيبا و ناسيونال در ژاپن، بنز در آلمان، اسكانيا در سوئد، كاترپيلار در آمريكا و نظاير آن اشاره كرد. در برخي از مواقع كارخانجات، شركتها يا تشكيلاتي كه در يك زمينه خاص فعاليت مي كنند. از اين طريق يك جامعه يا انجمن استانداردهايي را موسوم به استاندارد شركتي يا جامعه اي تدوين مي كنند تا در امور مربوط مورد استفاده قرار گيرد. از جمله اين استانداردها مي توان به استاندارد سازمانهاي مختلف آمريكا اشاره كرد.
از يك نظر ممكن است بتوان از استانداردهاي ملي در جهت حل مشكلات كارخانجات استفاده كرد. اما با توجه به اين كه كارخانجات مختلف مسايل خاص خود را دارند. شايد به كارگيري استانداردهاي ملي براي آنها در تمامي مواردكافي يا راهگشا نباشد. به عنوان مثال كارخانجات پيشرفته همواره مبالغي از درآمد خود را صرف مطالعه و تحقيق در مورد مسايلي از قبيل استفاده از طرحهاي جديد، جايگزيني يا انتخاب مواد، تجهيزات جديد و امثال آن مي كنند. از اين رو سطح برخي از استانداردهاي كارخانه اي مي تواند به مراتب بالاتر از سطح استانداردهاي ملي براي يك موضوع مشخص باشد.
ب ) – استاندارد ملي -  اين گونه استانداردها به وسيله موسسه استاندارد در يك كشور كه به عنوان مقام ذي صلاحي براي اين كار شناخته شده است تهيه مي شود. در تدوين اين استانداردها تمامي افراد ذي علاقه و ذي نفع از قبيل توليد كنندگان، مصرف كنندگان، اعضاء مراكز علمي و فني، مراكز تجاري، ادارات عمومي و امثال آن شركت دارند و استانداردهاي ملي با توجه به شرايط مختلفي نظير شرايط اقتصادي، اجتماعي، علمي و فني و نظاير آن تدوين مي شود. از يك نظر مي توان استانداردهاي ملي را تامين كننده حداقل نيازمنديهاي يك فرآورده يا خدمت دانست. البته لازم به توضيح است كه با توجه به توان فني و فرهنگ صنعتي در كشورهاي مختلف سطح اين حداقل مي تواند بسيار متغير باشد. از جمله سازمانهاي تدوين كننده استانداردهاي ملي مي توان به موارد زير اشاره كرد :
 استاندارد و تحقيقات صنعتي ايران  ISIRI : Institute Of Standards and Industrial Research Of Iran  
موسسه استاندارد انگلستان                                               BSI ) British Standards Institution )
موسسه استاندارد آلمان                                             DIN ) Deutsches Institute Fur Normunq )
موسسه استاندارد ملي آمريكا                           IANSI ) American National Standards Institute )

استانداردهاي ملي از نظر اجرايي به دو دسته استاندارد اجباري و استاندارد تشويقي ( داوطلبانه ) تقسيم بندي مي شود. استاندارد اجباري استانداردهايي هستند كه در رابطه مستقيم با ايمني و بهداشت، محيط زيست و يا تجارت خارجي ( صادرات و واردات ) بوده و قانوناً از نظر اجرا اجباري اعلام مي شوند. گاهي اين امر مي تواند با يك توافق بين المللي صورت گيرد مانند مقررات ترافيك و يا مبارزه با آلودگي محيط زيست. استاندارد تشويقي استانداردهايي هستند كه توليد كننده با توجه به توان بالاي توليد و هم چنين علاقمندي و موافقت خود داوطلبانه تمايل به اجراي آن دارد.
براي مثال در كشورهاي صنعتي پيشرفته بدليل توان فني بالا، فرهنگ توليد و مصرف، رقابت و نظام صحيح عرضه و تقاضا اجراي كليه استانداردها به صورت تشويقي ( داوطلبانه ) است. ليكن در اين كشورها نيز  عليرغم اجراي تشويقي كليه استانداردها برخي از اقلام بدليل رعايت نكردن ايمني و بهداشت و مسايل تجاري ( صادرات و واردات ) مشمول مقررات استانداردهاي اجباري قرار مي گيرد.
به طور كلي مي توان گفت در كشورهايي كه داراي اقتصاد كنترل شده مي باشند، تقسيم بندي استانداردها به اجباري و تشويقي و تغييرات آنها بيشتر به چشم مي خورد. اما در كشورهايي با اقتصاد ازاد اجراي استانداردها به صورت تشويقي و رقابتي است. اساسا در اجراي اجباري يا تشويقي استانداردها سه عامل نقش دارد :
              *  خصوصيت خود استاندارد
              *  وضعيت و سياست موسسه استاندارد
              *  الگوي اقتصادي كشور

ج ) – استاندارد منطقه اي – عواملي نظير موقعيت جغرافيايي، فرهنگ، سياست، شكل توليد و مصرف و امثال آن، برخي از كشورها را بر آن داشته تا مشتركاً مبادرت به تدوين استانداردهاي مــنطقه اي نمايند. از جمله سازمانهايي كه در امر تدوين استانداردهاي منطقه اي فعاليت مي كنند عبارتند از :


ARSO ) African Regional For Standardization )
ASMO ) Arab Organization For Standardization and Metrology )
CEN ) Eropean Committee For Standardization )


د ) – استاندارد بين المللي – امروزهروند رشد صنعت و تجارت، همچنين تحولات علمي و اجتماعي در جهان به گونه اي است كه كشورها را بيش از پيش به هم وابسته نموده است و در راستاي اين رشد به منظور هماهنگي و برقراري ارتباط مسلماً مشكلات فني بي شماري نيز مطرح مي گردد. در اين خصوص استانداردهاي بين المللي جهت سهولت ارتباط و رفع مشكلات فني نقش بسيار با اهميتي را ايفا مي كنند. براي مثال بسياري از كشورهاي صنعتي، مواد اوليه مورد نياز خود را از ساير كشورها تهيه مي كنند و يا حتي ممكن است در مونتاژ يك فرآورده از قطعات توليد شده در كشورهاي ديگر استفاده شود. همچنين تبادلات تجاري در جهان از اصول و قوانين بين المللي پيروي مي كند.در واقع مي توان گفت با تدوين يك استاندارد بين المللي يك فعاليت بين المللي شكل مي گيردو به همين دليل تمامي كشورها بايد در تدوين اينگونه استانداردها شركت فعال داشته و توجه لازم را نسبت به آن مبذول دارند. به طور كلي اهداف استاندارد كردن در سطح بين المللي را مي توان به صورت زير تقسيم بندي كرد :
1 – حفظ و نگهداري پيشرفت هاي فني در يك سطح معين در تمام دنيا و طرح و ارايه تكنولوژيهاي پيشرفته در استاندارد هاي بين المللي و انتقال آنها به استانداردهاي ملي با توجه به نياز و موقعيت زماني كشورها از نظر توسعه فني و صنعتي
2 – حفظ و اشاعه تجربيات بين المللي در استانداردهاي ملي به منظور رشد و توسعه آنها و تلاش در جهت هم سطح نمودن استانداردهاي ملي با استانداردهاي بين المللي جهت ارتقاي كيفيت فراورده ها و خدمات
3 – حفظ تلاشها و منابع ملي بواسطه پذيرش مستقيم استانداردهاي بين المللي در مورد مسائل پايه تكنيك ها از قبيل سيستم متريك، حدود و رو اداري، كدها و علائم نقشه كشي، سيستم اندازه بندي براي كفش و پوشاك، علايم ايمني و غيره.
4 – ارايه مشكلات اقتصادي و فني كشورهاي مختلف در اجتماعات متفاوت بين المللي به منظور اينكه استانداردهاي بين المللي قادر به انعكاس احتياجات و نيازمندي هاي اين كشور بوده و به امر تجارت بين المللي و توسعه فني آنها كمك نمايد.
5 – ترغيب موسسات استاندارد ملي براي تهيه استانداردهاي بين المللي براي موضوعات، رشته ها و يا فراورده هايي كه بيشتر در كشورهاي مربوطه مطرح است يا توليد مي شود.
6 – انتشار اطلاعات درباره تجربيات و پيشرفتها ي بين المللي در زمينه هاي استاندارد كردن، كنترل كيفيت و صدور گواهي، گواهي سيستم كيفيت براي صنايع، بخش هاي اقتصادي، بخش خدمات، موسسات فني، آزمايش گاههاي آزمون كننده و بخشهاي عمومي.

مهمترين سازماني كه وظيفه تدوين استانداردهاي بين المللي را بر عهده دارد سازمان بين المللي استاندارد (ISO) است. سازمانهاي ديگري نيز وجود دارند كه در برخي از زمينه هاي خاص مبادرت به تدوين استاندارد مي نمايند از جمله مي توان به موسسه بين المللي الكترونيك و هم چنين كميسيون مقررات مواد غذايي كه هر كدام به ترتيب تدوين استانداردهاي الكترونيك و تدوين استاندارد هاي مواد غذايي را بر عهده دارند اشاره كرد. در پايان اين بخش شرح مختصري درباره تاريخچه، چگونگي فعاليت ها اعضاي سازمان بين المللي استاندارد و نيز دامنه فعاليت برخي ديگر از سازمان هاي بين المللي آورده شده است.

آشنايي با خانواده استانداردهاي ISO9000:2000
اولين سري استاندارد تضمين كيفيت در سال 1979 ميلادي با عنوان BS5750  در سه بخش و توسط موسسه استاندارد انگلستان (IBS)  انتشار يافت. در سال 1987 ميلادي، سازمان جهاني استاندارد ISO بر پايه BS5750  ، مجموعه اي از استانداردهاي بين المللي را منتشر ساخت كه به خانواده ISO9000  مشهور شد.
اين استانداردها در سال 1994 مورد بازنگري قرار گرفتند و سري 2000 استانداردهاي مذكور در واقع نتيجه دومين ويرايش اين استانداردها بشمار مي رود.
در طول فرآيند بازنگري، كميته هاي سازمان ISO پارامترها و عوامل زير را مورد توجه قرار داده است :
* هماهنگي با قوانين و مقررات تجارت جهاني
* مسائل و مشكلات مربوط به الزامات سري ISO9000:1994
* مشكلات تجربه شده يا اعلام شده توسط سازمانهاي كوچك
* ادعاهاي مرتبط با تمايل يا جهتگيري استاندارد بسوي سازمانهاي بزرگ
* نيازهاي در حال توسعه مصرف كنندگان و مشتريان
* لزوم پرداختن به منافع طرفهاي ذينفع ( نگرش برد – برد )
* لزوم حذف الزامات غير ضروري
* ضرورت اندازه گيري ميزان اثر بخشي سيستم مديريت كيفيت
* سازگاري با ساير استانداردها
* نياز به استانداردهايي كه عملكرد حرفه اي را ارتقا دهد
* لحاظ داشتن رويكرد فرآيندي در ساختار و مديريت سازمانها
* ملحوظ نمودن استانداردهاي مختلف در الزامات بخشهاي متفاوت
* خانواده استانداردهاي ISO9000  به اين دليل تدوين شده اند كه كليه سازمانهاي بدون توجه به اندازه و نوع آنها بتوانند سيستم هاي مديريت *كيفيت را بصورت موثر پياده كنند و به شكلي مداوم اجرا نمايند.

استانداردهاي خانواده ISO9000:2000
ISO9000:2000 – سيستم هاي مديريت كيفيت ( اصول و واژه )
اين مجموعه، اصول سيستم هاي مديريت كيفيت را بيان مي دارد و در رابطه با واژه ها و مفاهيم بكار رفته، تعاريف جامعي ارائه مي دهد.
ISO9000:2000 – سيستم هاي مديريت كيفيت ( الزامات )
الزامات سيستم هاي مديريت كيفيت را در مواردي كه نياز به نمايش توانايي سازمان ها براي انطباق با خواسته هاي مشتريان يا الزامات قانوني مطرح است بيان مي دارد.
ISO9000:2000 – سيستم هاي مديريت كيفيت ( راهنمايي هايي براي بهبود عملكرد )
راهنمايي هايي را براي ارتقاي سيستم هاي مديريت كيفيت ارائه مي دهد. اين راهنما، اطلاعاتي را شامل مي شود كه مرتبط با ساير طرفهاي ذيربط نقش مهمي ايفاء مي نمايد.

استاندارد ISO9000:2000
اين استاندارد جايگزين استاندارد ISO8402)1994)  است و شامل تعاريف و اصطلاحاتي است در رابطه با تضمين كيفيت با ساير مقوله هاي اساسي در استانداردهاي سري ISO9000:2000  مورد مراجعه قرار گرفته است. از اين لحاظ ISO9000:2000  كاربردهاي وسيع تري در مقايسه با ISO 8402  دارد.
استاندارد مذكور بر اين تلاش است كه براي كاربران استانداردهاي سري ISO9000  ، يك زير بناي مشخص از طريق ارائه توضيحاتي در خصوص مفاهيم و اصطلاحات بكار رفته ايجاد نمايد. اين استاندارد از دو قسمت مختلف بشرح زير تشكيل يافته است.
* اصل
* واژه ها ( اصطلاخات و تعاريف )

اصل
بخش اصول استاندارد به چرايي و چگونگي مديريت كيفيت مي پردازد. اين بخش راهنمايي هايي در خصوص بعضي از الزامات ISO9001  ارائه مي دهد. موضوع هايي كه مورد توجه قرار گرفته اند عبارتند از :
              * اصول و مباني سيستم هاي مديريت كيفيت
              * رويكرد فرآيندي
              * خط مشي كيفيت و اهداف كيفيت
              * نقش مديريت ارشد
              * مستند سازي
              * نقش فنون آماري
واژه ها ( اصطلاحات و تعاريف )
اين بخش ، اصطلاحات و مفاهيمي را تشريح مي نمايد كه در جاي ديگري تعريف نشده اند و همچنين عباراتي كه معاني خاصي در چارچوب سيستم مديريت كيفيت دارند. تعاريف به شكلي ارئه شده اند كه در صورت مواجه شدن با لغت خاصي در شرح مذكور، امكان جايگزيني معني تشريحي همان لغت خاص وجود داشته باشد.
ارتباط بين ISO 9004  و  ISO 9001
ISO9001  يكي از استانداردهاي مورد نظر در قالب استانداردهايي است كه بصورت زوج سازكار مورد نظر بوده اند، زوج ديگر با شماره ISO9004  تدوين و ارائه شده است.
اين دو به گونه اي طراحي شده اند كه با هم مورد استفاده قرار گيرند اما در عين حال استفاده از آنها بصورت مستقل نيز امكان پذير است.
ISO9001 الزامات مربوط به سيستم مديريت كيفيت را كه ممكن است بمنظور اخذ گواهينامه با كاربردهاي قراردادي به كار آيد تعريف مي كند. محور الزامات ISO9001 بر اثر بخشي سيستم مديريت كيفيت بمنظور انطباق با خواسته هاي مشتري استوار است.
ISO9004 ، راهنمايي هايي را در راستاي پياده سازي ISO9001  ارائه مي نمايد و در عين حال از آن فراتر نيز مي رود. اين استاندارد اطلاعاتي را در اختيار مديراني قرار مي دهد كه علاقمند به اجراي سيستم ISO9001 بمنظور بهبود مستمر در عملكرد اثر بخشي و بازدهي سازمان خود هستند.
اين استاندارد ( ISO9004 ) با هدف اخذ گواهي يا استفاده در زمينه قراردادي تدوين نشده است.

سازگاري با ساير استانداردها
يكي از اهداف استانداردهاي سري ISO9000 ، سازگاري با ساير استانداردهاي شناخته شده بين المللي است. بطور مشخص با ISO14001 ويرايش سال 1996 ميلادي همخواني و سازگاري يافته است بطوري كه اين دو بتوانند در قالب يك سيستم مديريتي واحد ادغام شوند.
ISO19011 ، بعنوان يك راهنماست معهذا اطلاعات مشروحي را در رابطه با برنامه ريزي و اجراي موثر مميزي ارائه مي نمايد. اين موضوع از اهميت خاصي براي سازمان هاي گواهي دهنده برخوردار است و در عين حال اطلاعات مفيدي را در اختيار سازمانهايي كه عرضه كنندگان خود را مميزي مي كنند قرار مي دهد.
رويكرد فرآيندي
براي اينكه سازماني بطور موثر عمل نمايد، مديريت ملزم است فعاليتهاي متعدد و مرتبط با هم را شناسايي و آنها را هماهنگ نمايد. هر فعاليتي كه داده ها را دريافت مي كند و آنها را به ستانده ها تبديل مي كند فرآيند نام دارد. در اغلب موارد خروجيها يا ستانده ها از يك فرآيند بعنوان وروديهاي فرآيند بعدي عمل مي نمايد.
از اين رو، فعاليت سازمانها از مجموعه اي از فرآيندهاي مرتبط با هم تشكيل يافته است كه بايد مورد شناسايي سيستماتيك اين قبيل فعاليتها و تعامل بين آنها و در نهايت اعمال مديريت بر فعاليتهاي مذكور، قرار بگيرد.
يكي از مزاياي رويكرد فرآيندي، اعمال كنترل هاي مداوم بر فعاليتها، روابط بين آنها و تعامل فرآيندهاست.
رويكرد فرآيندي بر اهميت موارد زير تاكيد دارد :
الف ) درك الزامات و بر آورده ساختن آنها
ب ) نياز به مورد توجه قرار دادن فرآيندها در قالب ارزش افزوده
ج )‌ كسب نتايج مربوط به عملكرد و اثر بخشي فرآيند.
د ) بهبود مستمر فرآيندها در پوتو اندازه گيري هاي هدفمند.
پايش رضايت مشتري، مستلزم آن است كه اطلاعات مرتبط با استنباط وي از انطباق خواسته هاي اعلام شده وي با عملكرد نهايي سازمان مورد ارزيابي قرار گيرد.
ارتباط رويكرد فرآيندي با دامنه شمول استاندارد دو مقوله زير را در كنار هم قرار مي دهد :
* مشتري مداري
مبني بر اينكه مشتريان، نقش مهمي را در تعريف الزامات به عنوان ورودي ها ايفاء مي كنند.
* بهبود مستمر
بهبود و ارتقاي مداوم سبستم كيفيت بمنظور افزايش رضايت مشتريان و انطباق محصول با استانداردهاي فني مورد قبول، توسعه اقدامات پيشگيرانه و كاهش نرخ ضايعات و شكايات و تامين به هنگام نيازهاي فعلي و آتي مشتريان.
مشتري مداري
هر سازماني وابسته به مشتريان خود مي باشد. بنابراين نيازهاي حال و آينده مشتري و همچنين الزامات مشتري و مقررات قانوني بايستي در نظر گرفته شود. استاندارد معيارهاي لازم براي ترغيب سازمان به سمت مورد توجه قرار دادن نيازهاي مشتريان را در خود جاي داده است :
- مديريت ارشد سازمان بايد اهميت انطباق با خواسته هاي مشتري را ابلاغ نمايد. خواسته هاي مشتري ( و نه تنها الزامات قراردادي ) بايد تعيين و بر آورده شوند تا رضايت مشتري حاصل شود.
- الزاماتي كه توسط مشتري مشخص نشده است اما براي استفاده مورد نظر از محصول، اجتناب ناپذير است بايد مشخص شود.
- ترتيبات تبادل نظر ( ارتباطات ) با مشتريان بايد مشخص گردد و به مرحله اجرا درآيد.
- سازمان بايد اطلاعات مرتبط با بر آورده شدن خواسته هاي مشتريان را مورد پايش قرار دهد.
بهبود مستمر
بهبود مداوم و پايدار و همه جانبه بايد اهداف دائمي يك سازمان باشد. نياز به بهبود مستمر سيستم كيفيت در جاي جاي استاندارد مشهود است :
- الزام به بهبود مستمر سيستم مديريت كيفيت (4  – 1 )
- ضرورت درج تعهد به بهبود مستمر و مداوم سيستم در خط مشي كيفيت ( 5 – 3 )
- علاوه بر صلاحيت داشتن و دريافت آموزشهاي لازم، پرسنل بايد از اهميت سيستم مديريت كيفيت آگاهي داشته باشند ( 6 – 2 – 1و 6 – 2 – 2 )
- فعاليتهاي پايش و اندازه گيري، علاوه بر ايجاد اطمينان از انطباق بايد بطور مداوم بهبود يابند. ( 8 – 1 )
- ضرورت تسهيل بهبود مستمر اثر بخشي سيستم  مديريت كيفيت ( 8 – 5 – 1 )

اصول مديريت كيفيت در ISO9000:2000 
استانداردهاي سري ISO9000:2000 بر اصول هشتگانه مديريت استوار شده اند. اين اصول، فلسفه ميانه پايه هاي الزامات و بهبود عملكرد را مشخص مي سازد. با لحاظ داشتن روح و مفهوم الزامات، سازمان، اصول هشتگانه مديريت را در داخل مجموعه هاي خود جاري مي سازند.
مشتري مداري
ضرورت درك نيازهاي جاري و آينده مشتري،‌انطباق با اين خواسته ها و گسترش عملكرد به منظور فرا رفتن از اين خواسته ها، يك مقوله و موضع محوري در سرتاسر استاندارد است. اين موضوع از آنجا سرچشمه مي گيرد كه حياط سازمان وابسته به مشتريان خود است فراموش نكنيم مشتري بهترين مشاور شماست، صداي مشتري را خود بشنويد و سازمان خود و سيستم مديريت كيفيت و عملكرد خود را دائماً بهبود دهيد. رضايت مشتري ضامن امنيت شغلي كاركنان است.
راهبردي
رهبري به معني هدايت سازمان به سوي تحقق اهداف است. هدف رهبري، حصول اطمينان از اين موضوع است كه كليه اهداف كيفيت، اهداف خرد و مقاصد سازمان در حال تحقق مي باشد. رهبران وحدت هدف و جهتگيري سازمان را ترسيم مي كنند. آنها نياز دارند به اين كه مشاركت كليه كاركنان در فرايند تحقق اهداف فوق ذكر و مطمئن باشند و به اين منظور بايد فضاي مناسب را ايجاد نمايند.
مشاركت كاركنان
انديشه هاي نوع و خلاق را بجوييد آنها را بزرگنمايي كنيد و با نور افكني قوي  آنها را در سراسر سازمان گسترش دهيد.
موفقيت سازمان ( در تحقق اهداف ) بيش از هر چيز به كار كنان وابسته است. كاركنان سازمان بايد به طور كامل در فرايند تحقق اهداف مشاركت داشته باشند به طوري كه توانايي هاي آنها در اين راستا مورد استفاده قرار گيرد. خرد جمعي، كار گروهي ( هم افزائي ) همواره مي تواند سازمان را در مسير رشد و تكامل ياري رساند.
مديريت به ياري همه و اينكه تمامي كاركنان خود را يك مدير ( كوچك ) سازمان بدانند و در غم و شادي سازماني مشاركت نمايند.

نوشته شده توسط هادی کسائی | لینک ثابت |

ساعت آسیلتاش 

ازبازدید شما متشکریم.

About
Google Searcher
Search in all the world & web with Google Search

Copyright 2006 - Designer: Penguin Network > Hadi Kassaei kivi